القاضي ابن البراج

مقدمه 34

شرح جمل العلم والعمل

ناچار بقانون و قرارى نياز است كه عدالت اجتماعى را برقرار ساخته و از ظلم و تعدى متجاوزين جلوگيرى كند « 54 » . بارى سخن شيخ الرئيس ناظر به دو جهت است : 1 - لزوم قانون 2 - احتياج به وضع قوانين از ناحيه ذات اقدس الهى . تحليل گفتهء ابن سينا درجهت أول بحثى نيست زيرا چنان كه گفتيم قانون در جامعه از اوليات زيست اجتماعى است و تاريخ هم ياد نميدهد كه اجتماع در زمان و مكان بدون قانون موجود باشد بلكه در امم وحشى كليت اين مدعى جريان دارد منتهى سعادت و رفاه اجتماع بستگى به كيفيت قانون و چگونگى اجراى آن در ميان افراد جامعه خواهد داشت بنابراين شايسته است در جهت دوم ( واضع قوانين ) مختصرا سخن گوئيم . در اينجا اين پرسش پيش ميآيد كه آيا عقل بشر براى وضع قوانين كافى نيست و آيا جوامعى كه بوجود پيغمبران اعتراف ندارند فاقد قانون و بىبهره از تعاضد و كمك كارى اجتماعىاند ؟ ديگر اينكه در زمينهء وجود

--> ( 54 ) - تااينجا استدلال ناظر به نيازمندى جامعه بقانون است و از آن ببعد سخن در پيرامون قانون‌گذار و استدلال بلزوم انبياء است كه براى تتميم فائده آن قسمت را نيز ذكر مينمائيم : قانون به قانون‌گذار محتاج است وضع قانون از ناحيه افراد اين مشكل را در پيش دارد كه فرد قانونگذار خود نيز دستخوش تمايلات شهوى و غضبى بوده و قانون بمّر واقع وضع نميشود علاوه كه افراد بمصالح حقيقى كليه امور آشنائى ندارند لذا بايد قانون از ناحيه ذات اقدس الهى كه بكليهء مصالح و مضار عالم است وضع گردد و از اينجا احتياج به پيغمبر كه واسطه بين بشر و خداوندگار است هويدا ميگردد .